بيلی کالينز: شعر و تأويل — فلُّ سَفَه
سه شنبه، ۲۶ دی ۱۳۹۶ | 
Tuesday, 16 January 2018 | 
شماره: ۲
درج: يكشنبه، ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۵ | ۲:۳۲ ق ظ
آخرين ويرايش: يكشنبه، ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۵ | ۲:۴۰ ق ظ
موضوع: شعر


  • بيلی کالينز: شعر و تأويل

يکی از خوبيهای پرشمار دسترسی به اينترنت دسترسی به منابع پرشمار ادبی و آگاهی از آنهاست. اما خوبی مهمتر آن اين است که اگر گاهی خودت هم حوصله نکنی به دنبال بسيار چيزها بروی، همواره دوستانی هستند که به لطف و سخاوت خود تو را از يافته‌هايشان بی‌نصيب نگذارند. چندروز پيش به لطف دوست و همکار ارجمندم (در سالهای مرکز نشر) جناب دکتر - مهندس مجيد ملکان که در ادبيات نيز دستی قوی دارد با شعری از بيلی کالينز آشنا شدم که برايم فوق‌العاده جذاب و زيبا و لذت‌بخش بود. اين شعر را می‌توان «شعری درباره‌ی شعر» ناميد، شعری که با «تأويل شعر» به معارضه درمی‌آيد و شاعرانگی شعر را نه در «معانی» پنهان آن بلکه در «شاعرانگی» آن می‌داند و بس. می‌توان با کالينز مخالفت کرد، در اينکه تأويل را به بازجويی ديوانه‌وار و جلادانه تشبيه می‌کند، اما نمی‌توان شعر او را تحسين نکرد که در «دفاع» از شعر است و ذم معانی ‌پيش‌ساخته و تحميلی ناقدان و تأويل‌کنندگان. در هرمنوتيک هم «تأويل» را به دو شيوه ممکن می‌دانند: «عشقبازی» با متن و «تجاوز» به متن. اينکه گاهی به متن تجاوز صورت می‌گيرد، کاملاً آشکار و پرشمار است، اما «عشقبازی» با متن هم ناپيدا و کم‌شمار نيست. از ملکان خواهش کردم که اجازه دهد اين متن را در اينجا منتشر کنم. او نيز مهربانانه خواهش مرا پذيرفت. ترجمه‌ی متن از اوست و من برای مزيد فايده پيوندهايی هم برای آشنايی با کالينز و مجموعه‌ی اشعار او فراهم کردم.

 

Introduction To Poetry

I ask them to take a poem
and hold it up to the light
like a color slide

or press an ear against its hive.

I say drop a mouse into a poem
and watch him probe his way out,

or walk inside the poem's room
and feel the walls for a light switch.

I want them to waterski
across the surface of a poem
waving at the author's name on the shore.

But all they want to do
is tie the poem to a chair with rope
and torture a confession out of it.

They begin beating it with a hose
to find out what it really means.

Billy Collins

درآمد به شعر

از ایشان می خواهم
شعری را بردارند
و مانند اسلايد رنگی

آن را در برابر نور بگيرند

 

يا گوش بر کندوی آن بفشارند

 

مي گويم موشی را در دل شعر رها کنيد
و تماشا کنید
چگونه راه به بيرون باز می‌جويد

 

يا در اتاق شعر قدم بزنيد

و روی ديوارها به دنبال کليد برق دست بکشید

 

می‌خواهم که بر سطح شعر 
چنان که بر سطح آب، اسکی کنند
و برای نام مؤلف
که در ساحل ايستاده
دست تکان دهند

 

اما آنان فقط  می‌خواهند 
شعر را با طناب به صندلی ببندند
شکنجه‌اش کنند
و از وی اعتراف بگيرند

 

آن قدر با کابل می‌زنندش
تا بفهمند واقعاً منظورش چه بوده.

 

ترجمه‌ی مجيد ملکان



مشاهده [ ۵۴۲۶ ]

next top prev
روزنامه‌ها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / سه شنبه، ۲۶ دی ۱۳۹۶
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9