جمعه، ۱۹ شهريور ۱۳۸۹ | 
Thursday, 9 September 2010 | 
• برای دسترسی به بایگانی سايت قدیمی فلُّ سَفَه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی روزانه بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی زمانی بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به نسخه RSS بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.

موضوع:    
اول<۵۶

۷

۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵>آخر

: صفحه


شماره: ۲۹۸
درج: جمعه، ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ | ۶:۳۸ ب ظ
آخرين ويرايش: جمعه، ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ | ۶:۳۸ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • صندوق موازی

نیم ساعتی بود که در صف ایستاده بودم. خانمی میانسال آمد و به همه هشدار داد که در داخل ساختمان صندوق رأی برای «ریاست جمهوری» را در کنار صندوق رأی برای «مجلس خبرگان» گذاشته‌اند و فقط نوشته‌ی کوچکی در پایین این دو صندوق برای مشخص‌شدن‌شان گذاشته شده است که کمتر کسی به آن توجه می‌کند، به‌ويژه کهنسالان. در اینجا تقریباً هیچ کس برای انتخاب خبرگان رأی نمی‌دهد. او پس از اینکه به خانه رفته بود، در گزارشهای تلویزیونی دیده بود که در برخی حوزه‌ها بر روی این دو صندوق تابلوی نسبتاَ بزرگ و مشخصی گذاشته بودند. او دوان دوان از خانه آمده بود تا این را به همه بگوید. او خود دیده بود که برخی آرائشان را به اشتباه در صندوق خبرگان انداخته بودند. در صورت اشتباه مسلماً آراء بسیاری در اینجا باطل اعلام خواهد شد. واقعاً احمقانه است. آدم این همه تو صف بایستد بعد بخواهند رأی برای خبرگان بگیرند. کدام یک از این خبرگان خودش را به ملت معرفی کرده است که می‌خواهد از ملت رأی بگیرد؟ اینجا صف همچنان انبوه است و بعید می‌دانم که حتی تا ۱۲ شب هم تمام شود.


۰

شماره: ۲۹۷
درج: جمعه، ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ | ۱:۱۱ ب ظ
آخرين ويرايش: جمعه، ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ | ۱:۱۱ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • این قدر شلوغ بود که برگشتم

چنددقیقه‌ای است که از محل یکی از صندوقهای انتخاباتی نزدیک ‌خانه، یا بهتر بگویم نزدیکترین، برگشته‌ام. رفتم دبیرستان رسالت، در کوچه عدالت، خیابان ندا، چیذر. می‌تونم بگم تو این سی سال چنین صفی ندیده بودم. به صف نرسیده برگشتم. من و ایستادن در صف. با خودم که حساب کردم دیدم دست کم سه ساعتی باید تو صف باشم. تاکنون هرگز برای رأی دادن تو صف نایستاده‌ام. و اصولا عادت به انتظار کشیدن و ایستادن ندارم. از این بابت خیلی کم حوصله‌ام یا هرگز حوصله ندارم. یک دو سه ساعتی دیگر می‌روم یکی دوجای دیگر که احتمال می‌دهم خلوت‌تر باشند. به هر حال، ترجیح می‌دهم دو سه ساعتی راه بروم و به جایی برسم که خلوت باشد تا اینکه دو سه ساعت در صف بایستم، حتی اگر آن صف از مه‌رویان و شیرین دهنان نیز خالی نباشد. ولی می‌گم نکنه ملت را بی‌خودی علاف کرده باشند تا قید رأی رو بزنند؟ (این هم توطئه‌اندیشی به سبک ایرانی). هیچ بعید نیست.


۰

شماره: ۲۹۶
درج: سه شنبه، ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ | ۱۱:۳۱ ب ظ
آخرين ويرايش: سه شنبه، ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ | ۱۱:۳۳ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • و من شرّ غاسق اذا وقب

در فیلم «وقتی همه خوابیم» (۱۳۸۷) بهرام بیضایی دخترک خردسال قهرمان زن فیلم هر از گاهی از مادرش می‌پرسید: «مادر، لجن‌مال یعنی چی؟» و مادر هربار از شنیدن این کلمه برافروخته می‌شد و تا عمق وجودش می‌سوخت و نمی‌دانست این کلمه را چگونه برای دختر خردسالش معنا کند. این کلمه را او با تمام وجودش می‌فهمید، چون احساسش می‌کرد، با این همه کلمه‌ای دیگر برای بیانش نمی‌یافت. شاید برای او این کلمه اصلاً ترجمه‌پذیر یا معنا کردنی نبود. اما آدم وقتی آن قدر نگونبخت بوده باشد که عمری را در این جامعه گذرانده باشد، آن وقت گاهی نه تنها کلمه‌ی «لجن‌مال» بلکه کلمه‌ی «لجن» را بیش از هر کلمه‌ی دیگری برای توصیف محیط و فضا و آدمهای دور و برش رسا خواهد یافت. برای درک این فضا فقط باید کمی تا قسمتی «آدم» بود تا فهمید، وگرنه بسیاری چنان با این لجن خو گرفته‌اند که خود اکنون بخشی از این «لجن» فراگیرند.

حالم اصلا خوب نیست. ذهنم فلج شده است. آن‌قدر نشانه‌های بد می‌بینم و تأویل‌های بد دارم که نمی‌دانم بنویسم یا ننویسم. اصلا بوی خیر از این اوضاع نمی‌آید. هفته‌ی پیش «شیطان» را دیدم. تاکنون این قدر از نزدیک او را ندیده بودم. چهره‌اش را شناختم. مرا به یاد نقاشیهایی می‌انداخت که مسیحیان قرون وسطی از شیطان می‌کشیدند. نمی‌دانم چه می‌توان کرد. در تردیدم. خرداد، تیر، مرداد، شهریور. ماههای خوبی نیستند. همیشه بوی خون می‌دهند.

بسم الله الرحمن الرحیم. قل اعوذ برب الفلق، من شر ماخلق، و من شر غاسق اذا وقب، و من شرالنفاثات فی‌العقد، و من شر حاسد اذا حسد.


۰

شماره: ۲۹۵
درج: چهارشنبه، ۶ خرداد ۱۳۸۸ | ۱۰:۱۲ ب ظ
آخرين ويرايش: چهارشنبه، ۶ خرداد ۱۳۸۸ | ۱۰:۱۲ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • پی نوشت: اندرباب مسلمان یا محمدی

سلام

من پیوستی را که به یادداشت مسلمان یا محمدی نوشته بودید و در آن نظر آقای منتظر مهدی را آورده بودید خواندم و چند نکته ای درباره ی آنچه که ایشان درباب صفت محمدی در زبان فرانسه گفته بودند به نظرم رسید.

مرجع ایشان «فرهنگ لاروس» بوده برای جستجو، که گویا مدخلی به این عنوان نداشته، با این همه در «فرهنگ گراند روبر» این واژه وجود دارد و توضیحی که برایش آمده این است:

MAHOMÉTAN, ANE [maómetä, an] n.. et adj. - Vx. Personne qui professe la religion de Mahomet, l'islamisme*. - Islamite (vx), musulman.

 که ترجمه اش این می شود: محمدی، اسم و صفت، قدیمی:شخصی که اعتقاد به دین محمد دارد، اسلامیسم، اسلامیت (قدیمی)، مسلمان. و در بخش ریشه شناختی همین واژه نامه آمده:

XVIIe; mahométiste, moyen âge et XVIe; de Mahomet, forme francisée de l'arabe Muhammad

یعنی که این واژه در قرن هفده زبان فرانسه رایج شده اما پیشتر در قرون وسطی و قرن شانردهم هم به کار می رفته ، از نام محمد گرفته شده و شکل فرانسوی شده ی نام عربی محمد است. بنابراین فرانسویان از همان آغاز آشنایی با اسلام و محمد، و در کتاب «کتابخانه  ی شرقی دربلو»، Bibliothèque orientale de d'Herbelot، که بنا به گفته ی ادوارد سعید کتابی بود که به اروپاییان شرقی کردن شرق را آموخت،  این دین را به نام محمدی می خوانده اند. در مدخل اسلام و محمد و اصولاً هرجای دیگری که از این دین و پیروانش یاد شده همین واژه به کار رفته است، که نشان از رواج آن در میان عامه و نیز اهل دانش دارد. به گمان من باید از استدلال ادوارد سعید هم یاد کرد که کاربرد این واژه را خالی از توهین و تحقیر نسبت به مسلمانان نمی داند. در صفحه ی 83 ترجمه ی فرانسوی کتاب شرقشناسی، سعید با اشاره به مدخل محمد در کتابخانه ی شرقی، می نویسد:

"Mahometan" est la désignation européenne appropriée (et insultant); "islam" qui se trouve être le nom musulman correct, est relégué à une autre entrée (E. Saïd, L'Orientalisme, l'Orient crée par l'Occident, éd. Seuil, p. 83)

محمدی کاربرد اروپایی مناسب (و توهین آمیز) است، اسلام که به نظر می رسد نام مسلمانی صحیح باشد به مدخلی دیگر رانده شده.

با احترام

سلیمه مقصودلو


۶

شماره: ۲۹۴
درج: چهارشنبه، ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸ | ۸:۱۳ ب ظ
آخرين ويرايش: چهارشنبه، ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸ | ۸:۱۵ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • مقاله

سه‌شنبه دهم دی ماه ۸۷ در «نقش جهان» فرهنگستان هنر درباب «رویکردهای هرمنوتیکی به هنر اسلامی» سخنرانی کردم. مقاله‌ی کامل این سخنرانی را به فرهنگستان تحویل داده‌ام که به زودی در مجموعه «مقالاتی درباب تبیین هنر اسلامی» به همت فرهنگستان هنر منتشر خواهد شد. با اجازه‌ی اولیای فرهنگستان نسخه‌ی کامل این سخنرانی را اکنون در اینجا منتشر می‌کنم.


۰

اول<۵۶

۷

۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵>آخر

: صفحه

next top prev
دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / جمعه، ۱۹ شهريور ۱۳۸۹
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9