سه شنبه، ۱۶ شهريور ۱۳۸۹ | 
Monday, 6 September 2010 | 
• برای دسترسی به بایگانی سايت قدیمی فلُّ سَفَه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی روزانه بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی زمانی بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به نسخه RSS بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.

موضوع:    
اول<۵۶۷۸

۹

۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵>آخر

: صفحه


شماره: ۲۸۸
درج: دوشنبه، ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ | ۶:۰۰ ق ظ
آخرين ويرايش: دوشنبه، ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ | ۱:۱۴ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • چرا نوشتم «فلُّ سفه» و ننوشتم «فل السّفه»؟

باخبر شدم که صاحب وبلاگی به نام «ایمایان» چیزی نوشته است درباره‌ی نام «بلاگ – سایت» من: «فَلُّ سَفه». من در ابتدای تأسیس این «بلاگ – سایت» یکی دوباری در بخش فقید «شما بنویسید» سایت قدیمم درباره‌ی نام سایتم مطلبی کوتاه نوشتم و منبع خودم را برای این نام ذکر کردم. اکنون با توجه به آنچه پیش آمده است به‌طور مشروح در این باره سخن می‌گویم. گاهی آدم باید مدتها منتظر پرسشی یا فرصتی بماند تا چیزی را که نمی‌خواهد بگوید بگوید!


۴

شماره: ۲۸۷
درج: سه شنبه، ۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ | ۳:۲۹ ب ظ
آخرين ويرايش: سه شنبه، ۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ | ۳:۲۹ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • ازدواج در مقام مکالمه‌ای طولانی

یکی از چیزهایی که هر انسانی را رنج می‌دهد «تنهایی» است. با این همه، «تنهایی» همواره نیز ناخوشایند نیست. چه بسیار لحظاتی که آدم آرزو می‌کند «تنها» باشد و نمی‌شود. تأملی در احوال انسان چنین به نظر می‌آورد که گویی او نه می‌تواند همواره «تنها» باشد، و نه همواره «با دیگران». با این همه، آدم در طول زندگی‌اش یاد می‌کرد که چگونه از تنهایی خود بکاهد و تا جایی که ممکن است اوقاتی از روز را به کار یا گفت و گو و همنشینی با کسانی بپردازد که بیشترین لذت را از وجود آنها می‌برد. البته، او همچنین یاد می‌گیرد که چگونه در صورت لزوم هرپیوندی را بگسلد تا باز تنها شود. بنابراین، شاید کمتر انسانی باشد که در تمامی ساعتهای روز و شب او را بتوان «تنها» نامید. مگر اینکه این «تنهایی» به دلیلی خودخواسته یا کیفری یا مرضی باشد. برای گریز از «تنهایی» به راههای بسیاری می‌توان متوسل شد: «کار»، «دوستی»، «عبادت»، «سرگرمی»، «ورزش»، «مطالعه» و ... هرچیز دیگری که یک «دیگری» واقعی یا مجازی را مخاطب آدم سازد. «ازدواج» نیز یکی از همین راههاست. شاید اگر «نیاز جنسی» را از «ازدواج» حذف کنیم تنها دلیلی که بتوان برای انجام آن، به‌ويژه در دوران کهنسالی، آورد همین گریز از تنهایی باشد: «آدم به همدم نیاز دارد». این سخنی است که آدم زیاد از کهنسالان می‌شنود. بنابراین، شاید بد نباشد از همان ابتدای جوانی به زوجها اندرز داد که بیش از آنکه به دنبال چیزهای زودگذر ازدواج باشند، اگر به دنبال ازدواجی پایدار هستند، به این سخن حکیمانه گوش فرا دهند:

در هنگام ازدواج می‌باید از خود بپرسی: آیا تا رسیدن به کهنسالی می‌توانم از گفت و گو با این زن لذت ببرم؟ هر چیز دیگری در ازدواج گذراست، چرا که بیشترین وقتی را که با هم هستید به گفت و گو می‌گذرانید. (نیچه، انسانی بس بسیار انسانی، «انسان در جامعه»، ش ۴۰۶)


۱

شماره: ۲۸۶
درج: شنبه، ۲۹ فروردين ۱۳۸۸ | ۹:۴۰ ب ظ
آخرين ويرايش: شنبه، ۲۹ فروردين ۱۳۸۸ | ۹:۵۰ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • چرا مردم «فاحشه‌ها» را دوست دارند؟

از فیلمسازان توقع می‌رود که فیلم بسازند، و نه اینکه سخنان نغز یا حکمت‌آمیز بگویند. اما اگر کسی را با اندیشه سر و کار باشد، هر پیشه‌ای هم که داشته باشد، لاجرم زبان به سخن خواهد گشود. سخن گفتن چیزی همچون نقاشی کردن یا نواختن موسیقی نیست. چراکه زبان را به همه داده‌اند. و البته اندیشه را. اما، مثلاً، هرکس را توان نقاشی کردن یا نواختن موسیقی نیست. باری، در میان فیلمسازان اندیشمند کم نیست سخنان نغز یا حکمت‌آمیزی که هم می‌توان آنها را به‌منزله‌ی اندرزها و قواعدی درباب سینما دانست و هم گاهی حکمتهایی در باب زندگی. آلفرد هیچکاک، روبر برسون، اینگمار برگمان، ژان لوک گدار، آندری تارکوفسکی و بسیاری دیگر را از این سخنان نغز و حکمت‌آمیز (aphorisms) بسیار است. گدار در جایی در اشاره به تفاوت سینمای تجاری و سینمای اندیشه‌برانگیز می‌گوید: «مردم فاحشه‌‌ها را دوست دارند، چون در هنگام عشقبازی مجبور نیستند با آنها حرف بزنند». به گمان من این سخن خوب توضیح می‌دهد که چرا بسیاری دوست دارند هیچ چیز نفهمند و در خواب خوش فرو روند. و البته آدمی را به خوابهای خوش نیاز است. با این همه، هیچ آدمی دوست ندارد همیشه بخوابد. سرانجام، بیداری هم سر می‌رسد.


۴

شماره: ۲۸۵
درج: پنجشنبه، ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ | ۹:۳۴ ب ظ
آخرين ويرايش: پنجشنبه، ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ | ۹:۳۴ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • پرفروش‌ترین فیلم سینمای ایران کدام فیلم است؟

این روزها در خبرها دائم تکرار می‌شود که فیلم فلان رکورد فروش را شکسته است و به مقام پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران رسیده است. گذشته از اینکه خود این امر تا چه اندازه می‌تواند برای یک فیلم تبلیغ باشد و جمع دیگری را به سینماها بکشاند تا ببینند این چه تحفه‌ای است که چنین اقبالی کسب کرده است، یک نکته فراموش می‌شود و آن اینکه این فیلم پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران نیست؟ مورخان بدانند و آیندگان بخوانند که پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران فیلم کوتاه و مستندی است منسوب به یکی از هنرپیشگان سینما و نامزدش که فقط به طور زیرزمینی ۴ میلیارد فروخت، بی‌آنکه هیچ هزینه‌ای از بابت بازی و دیگر تدارکات برای آن شده باشد. شاید آن پسرک بی‌معرفت حتی یک شام هم به آن بانو نداده باشد! باری، کسانی که به دنبال کشف پسند خلایق هستند اکنون می‌توانند محاسبه کنند که ۴ میلیارد فروش زیرزمینی به ازای هر سی دی ۵۰۰ تومان یا ۱۰۰۰ تومان، و به ازای هر سی دی چند بیننده (؟)، در چند سال پیش، تا چه اندازه می‌تواند گویای سطح فرهنگی و ذوق هنری و اخلاق اجتماعی و دیانت اسلامی در جامعه‌ی انقلابی و مقدس ما باشد. خلایق را هرچه لایق!


۵۱

شماره: ۲۸۴
درج: سه شنبه، ۲۵ فروردين ۱۳۸۸ | ۴:۴۶ ب ظ
آخرين ويرايش: سه شنبه، ۲۵ فروردين ۱۳۸۸ | ۴:۵۱ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • زمین خدا

چند روز پیش که این عکس رو دیدم دلم هوس دریا کرد. نمی‌دونم امسال می‌تونم برم کنار دریا یا نه. اگر عمری بود دست کم نیمی از این تابستون رو کنار دریا سر می‌کنم. خدایا من نمی‌دونم بهشتت چه شکلیه ولی خداییش همین زمینت هم کم بهشت نداره. ای خدا، من به یک پنجره و یک گلدون و یک دریا و یک وجب خاک راضی‌ام. به من می‌دی؟ قربونت برم.




۱

اول<۵۶۷۸

۹

۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵>آخر

: صفحه

next top prev
دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / سه شنبه، ۱۶ شهريور ۱۳۸۹
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9