آیا «پیش‌کسوت» بودن فضیلت یا ارزش است؟ — فلُّ سَفَه
سه شنبه، ۳۰ مرداد ۱۳۹۷ | 
Tuesday, 21 August 2018 | 
شماره: ۴۶۷
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی
درج: يكشنبه، ۴ بهمن ۱۳۹۴ | ۳:۰۷ ب ظ
آخرين ويرايش: يكشنبه، ۴ بهمن ۱۳۹۴ | ۵:۱۲ ب ظ
موضوع: زندگی و جامعه

  • آیا «پیش‌کسوت» بودن فضیلت یا ارزش است؟

دیدم که یکی از خبرگزاری‌ها عنوان خبر درگذشت مرحوم ابوالحسن نجفی را بدین گونه آورده است: «ابوالحسن نجفی مترجم پیش‌کسوت درگذشت». اول از همه نمی‌دانم چرا نویسنده‌ای را که کلی مقاله و کتاب نوشته است، برخی دوست دارند بگویند: «مترجم» — چون چندتا کتاب هم ترجمه کرده است؟ نه اینکه منظورم این باشد که شأن «مترجم» پایین‌تر از «نویسنده» است! نه. من یکی کار برخی مترجمان را با کار هزاران به اصطلاح نویسنده، به شیوه‌ای که در مملکت ما روزنامه‌نگاران یا برخی افراد آنان را نویسنده می‌دانند یا خودشان خودشان را نویسنده می‌دانند (امروز در «فیس‌بوک» همه نویسنده‌اند و برخی نیز خود را در معرفی‌نامه‌شان «نویسنده» معرفی کرده‌اند، و حال آنکه من ندیده‌ام کتابی منتشر کرده باشند!)، برابر نمی‌گذارم. بسیار کسان امروز در این کشور دارند از روی کتاب‌های ترجمه شدۀ دیگران کتاب می‌نویسند بی‌آنکه زبانی خارجی بدانند و توانایی فهم انتقادی از همان ترجمه‌هایی را داشته باشند که دارند از روی آنها رونویسی می‌کنند؟ آن‌گاه آنها می‌شوند «نویسنده» و «متفکر» و «روشنفکر» و «صاحب‌نظر»؟ برخی نیز که توانایی ترجمه ندارند و به اصطلاح خودشان ادعای ترجمه نیز ندارند، اما زبانی خارجی می‌دانند، شکسته بسته، فهمیده و نفهمیده، از روی کتاب‌های نویسندگان اروپایی اقتباس و به زبان فارسی تألیف می‌کنند، آنان نیز می‌شوند «نویسنده» و «متفکر» و «روشنفکر» و «صاحب‌نظر»؟ اما اگر کسی نویسنده و زبان‌شناس و فرهنگ‌نویس و ویراستار و منتقد ادبی و سردبیر و استاد دانشگاه و مترجم بی‌نظیر و سخن‌شناس بوده است، آن هم در بالاترین سطح آن، به گواهی خواص (می‌گویم خواص، چون نثر و کارهای نجفی را بسیاری از خوانندگان نسل جدید که به زبان یأجوج و مأجوج رسانه‌ها عادت دارند، اصلاً نمی‌توانند بخوانند و بفهمند و لذت ببرند. از این نظر کارهای نجفی هرگز فروش و شهرت کارهای برخی نویسندگان و مترجمان صاحب‌نام در رسانه‌ها یا در میان عامۀ خوانندگان را نداشت!)، باید او را گفت «مترجم»؟ همان طور که کسی دیگر را که شاید غیر از ترجمه هیچ کاری دیگر نکرده است؟

اما واقعاً این «پیش‌کسوت» دیگر چه صیغه‌ای است، آن هم دربارۀ اهل فرهنگ؟ «پیش‌کسوت» اصطلاحی است در کار حرفه و فن و ورزش زورخانه‌ای و به کسی گفته می‌شود که در کاری سابق باشد بر اکنونیان، چه به مهارت و چه به سن و سال. احترامی است به بزرگتر و باسابقه‌تر در صنف یا کار — می‌توانید بگویید نوعی ارزشگذاری عوامانه یا سنتی یا فئودالی یا بازاری یا صنفی در میان عوام مردم، به ویژه اهل بازار؟ آیا درست است که در کار فرهنگ و هنر و دانش نیز «ارج» کسی را با معیار سن و سال و سابق و لاحق بیان کنیم؟ آیا برای مردی در کار ادب، که تا پایان زندگی داشته است قلم می‌زده است، باید همان صفتی را به کار ببریم که برای ورزشکاری که سی یا چهل سال است که دیگر بازی نمی‌کرده است و از ورزش دور بوده است و حالا درگذشته است؟ من بودم این عنوان را برمی‌گزیدم: «ابوالحسن نجفی ادیب و سخن‌شناس برجسته درگذشت»، اگر نمی‌خواستم آن را بسی دور و درازتر کرده باشم.



آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.fallosafah.org/main/weblog/trackback.php?id=467
مشاهده [ ۱۳۱۰ ] :: دنبالک [ ۰ ]
next top prev
دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / سه شنبه، ۳۰ مرداد ۱۳۹۷
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9