يكشنبه، ۱۷ اسفند ۱۳۹۹ | 
Sunday, 7 March 2021 | 
روزنامه‌ها دفتريادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
 جستجو  بایگانی روزنامه‌ها 
پنجشنبه، ۱۴ اسفند ۱۳۹۹ | ۸:۵۶ ب ظ
Thursday, 4 March 2021 | 12:26 PM
  • وجودگرایی

 به مناسبت انتشار ویراست دوم فلسفهٔ وجودی، هرمس، ۱۳ اسفند ۱۳۹۹.

 «وجودگرایی» یا «اگزیستانسیالیسم» عنوانی بود که سارتر برای فلسفۀ خودش برگزید، اما این عنوانی بود که هیچکس از کسانی که فلسفه‌شان شباهتی با مضامین «وجودی» دارد راضی به پذیرفتن آن نشد. مفهوم «وجود» و «وجودی» به معنای جدید را سورن کییرکگور، متفکّر دینی دانمارکی، در نیمۀ اول قرن نوزدهم متداول کرد و هایدگر شاهکار خود «هستی و زمان» را در دهۀ سوم آعاز قرن بیستم به تحلیل پدیدارشناختی و وجودی موجودی اختصاص داد که او را با نامی هستیشناختی «دازاین» یا «هستیگشا» مینامید. هایدگر پیشگام در ارائۀ «هستیشناسی وجودی» به قصد رسیدن به «هستی» بود. با این همه، آن که تا سه دهه بعد از جنگ جهانی دوم میداندار کلّ عرصۀ «فلسفۀ وجودی» با نام «وجودگرایی» بود کسی جز ژان‌پل سارتر نبود و همین عنوان بود که بر جای «فلسفۀ وجودی» و دیگر عنوانهای مشابه همچون «فلسفۀ وجود» و «فلسفۀ هستی» نشست.

جان مککواری، خداشناس و فیلسوف برجستۀ اسکاتلندی، در این کتاب میکوشد با بحثی موضوعی از مهمترین مضامینی که «وجودگرایی» را شکل میدهند، از کی‌یرکگور تا نیچه و داستایفسکی و هایدگر و سارتر و کامو و مرلوپونتی، و حتی سقراط و آگوستین، و نیز اسطوره و دین و عرفان گنوسی، نشان دهد که ریشههای اندیشۀ «وجودی» را تا کجا میتوان در تاریخ بشر پی گرفت و مضامینی مانند «دلشوره» و «مرگ» و «خود» و «زندگی اصیل» چگونه در این فلسفهها بحث شده‌اند. اما، بحث او به همین جا پایان نمی‌یابد، او پس از پی گرفتن تأثیرات وجودگرایی در اخلاق و هنر و روانشناسی و خداشناسی و تعلیم و تربیت در قرن بیستم به ارزیابی انتقادی این فلسفه و نتایج خوب و بد و خواسته یا ناخواستۀ آن نیز می‌پردازد.

صفحاتی از کتاب را ببینید.

۰
پنجشنبه، ۴ دی ۱۳۹۹ | ۷:۴۷ ب ظ
Thursday, 24 December 2020 | 11:17 AM
  • «شب» زیباتر است یا «روز»؟: دیدگاه متقدّمان و متأخران

شایان توجه برای دنبال‌کنندگان: کانال تلگرام من از fallosafah@ به fallosafahmshk@ تغییر کرده است.

 

از جمله چیزهایی که می‌توان تفاوت دیدگاه‌های «قدیم» (old) و «جدید» (modern) یا قدما/متقدّمان (ancients) و متأخران (moderns) را دربارهٔ آن به‌طور بارز و آشکار دید مفهوم «شب» است. این تفاوت را ما می‌توانیم در تفاوت دیدگاه سنتی با دیگاه هگل دربارهٔ «شب» ببینیم. ابتدا ببینیم ما معمولاً در سنّت ادبی و دینی خودمان «شب» و «تاریکی» را چگونه می‌فهمیده‌ایم و سپس ببینیم هگل، فیلسوفی که او را نخستین کسی گفته‌اند که به‌طور جدّی و عمیق دربارهٔ تفاوت جهان‌های قدیم و جدید اندیشیده‌ است و او را می‌توان به‌راستی «فیلسوف تجدّد یا نوبودگی (modernity)» نامید، چه سخنی دربارهٔ «شب» دارد.

۰
يكشنبه، ۳۰ آذر ۱۳۹۹ | ۴:۴۸ ب ظ
Sunday, 20 December 2020 | 08:18 AM
  • چند این شب و خاموشی!

شایان توجه برای دنبال‌کنندگان: کانال تلگرام من از fallosafah@ به fallosafahmshk@ تغییر کرده است.

 

«شب» زیباتر است یا «روز»؟ پاسخ هرکس بدین پرسش می‌تواند گویای نگرشی باشد که او به جهان «طبیعت» دارد. پاسخ هگل به این پرسش را در یکی دو نوبت بعد خواهم گفت، پاسخی که البته مبنای مابعدطبیعی «جهان جدید» را می‌گذارد و تفاوت «عصر جدید» و «عصر قدیم» را به‌روشنی مشخص می‌کند و شرح می‌دهد. اما «شب» تا آنجا که به جهان زندگی تاریخی و هرروزی ما در اینجا و اکنون مربوط می‌شود، همواره «استعاره»ای بوده است برای «ستم» و «زور» و «بیداد» که «خاموشی» همزاد آن بوده است. «شب»، به‌طور طبیعی، زیباست اگر «خوابیده» باشی و «آرامش» و «سکوت» خوابت را برنیاشوبد. اما اگر «بیدار» و «تنها» باشی، «سکوت» و «خاموشی» و «تنهایی» و احساسی که از «سکون» و «پایداری» و «تغییرناپذیری» داری همچون خوره ذرّه ذرّهٔ روحت را می‌خورد و جانت را می‌فرساید. «شب» اگر خوش باشد و شب دیدار و وصال آن را می‌توان با «گیسویی بلند» درازتر کرد، چه از همان آغاز «در صبح» باز است، اما اگر «شب تنهایی» باشد غمی از آن درازتر نیست.

۰
search fallosafah.org search the web
Google MSN AlltheWeb
Yahoo AltaVista Parseek
روزنامه‌ها دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / يكشنبه، ۱۷ اسفند ۱۳۹۹
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9