سه شنبه، ۱۱ آذر ۱۳۹۹ | 
Tuesday, 1 December 2020 | 
روزنامه‌ها دفتريادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
 جستجو  بایگانی روزنامه‌ها 
پنجشنبه، ۶ آذر ۱۳۹۹ | ۳:۵۱ ب ظ
Thursday, 26 November 2020 | 07:21 AM
  • چرا «مردم» فیلسوفان را دوست ندارند؟

مردم چه کسانی را بیش از هرکس دیگر دوست دارند: «خدا»، «پیامبران»، «هنرمندان»، «ورزشکاران حرفه‌ای»، «سیاستمداران»، «خوانندگان»، «نوازندگان»، «رقاصان»، «نویسندگان»، «شاعران»، «پزشکان»، «آموزگاران»، «حکیمان»، یا «فیلسوفان»؟ پاسخ به این پرسش در گرو این است که نخست بدانیم ما در مقام انسان چه چیزی را دوست داریم و چرا؟ نگاهی دقیق و فلسفی و پذیرفته‌شده به «طبیعت» انسان، و پس از توجه به آن بسیار بدیهی برای هر انسان، می‌گوید که ما چیزی را دوست داریم که یا «لذت»ی برای ما در بر داشته باشد یا «سود»ی. اما، باز، با یک محاسبه «سود» را هم می‌توانیم به لذت برگردانیم و نتیجه بگیریم که غایت کنش هر انسانی کسب «لذت» است و در نتیجه هر انسانی در زندگی جز «لذت» نمی‌خواهد و جز با زبان «لذت» و «رنج» چیزی را نمی‌فهمد. اما باز ملاحظه‌ای دقیق و فلسفی به ما می‌گوید که لذت «اول» یا «آخر» یا «کم» و «بیش» دارد و البته لذت بدون رنج نیز نیست. پس کدام را باید برگزید؟ لذت اول یا لذت آخر؟ لذت بیش‌تر و رنج کم‌تر، یا لذت کم‌تر و رنج بیش‌تر؟ از اینجاست که وارد فلسفه می‌شویم. اما قصد نداریم این بحث را ادامه دهیم. می‌خواهیم بگوییم چرا مردم (عموم مردم یا عوام یا بسیاران) برخی کسان را بیش‌تر دوست دارند و برخی کسان را کم‌تر یا اصلاً دوست ندارند.

۰
چهارشنبه، ۲۸ آبان ۱۳۹۹ | ۶:۳۰ ب ظ
Wednesday, 18 November 2020 | 10:00 AM
  • شهروندان از چه چیزی (نه چه کسی) باید بترسند، از چه چیزی (نه چه کسی) باید فرمان ببرند، به چه چیزی (نه چه کسی) باید

 

فلسفه پیدایش خود را وامدار ساختمان یا ساختار جامعۀ یونانی در ۶۰۰ ق م به بعد است. و البته یک دلیل افول آن نیز از دست رفتن همین ساختمان و ویران شدن آن به دست اسکندر مقدونی. یک دلیل اینکه چرا تفکر نظری و انتقادی و به دنبال آن فلسفه در یونان پدید آمد و در کشورهای نیرومندتر و ثروتمندتری مانند ایران و مصر و هند و چین پدید نیامد، کشورهایی که البته علم و حکمت و دین داشتند، ساختمان سیاسی و اجتماعی این جامعه بود که آن را بسیار متفاوت با این جامعه‌های متمدن و بافرهنگ و ثروتمند ساخته بود. فلسفه نه علم است نه حکمت و نه دین. اما هرسه این‌ها می‌تواند باشد و هر سهٔ اینها  را می‌تواند بپروراند، یا با آنها یکی شود یا یکی گرفته شود، یا با آنها به چالش برخیزد. فلسفه می‌تواند بر این سه پیشی گیرد و نه تنها به طور عرضی از آنها فراتر رود بلکه به‌طور طولی نیز از آنها بالاتر رود. این بحث را وامی‌گذارم به فرصتی دیگر در این باره که «چرا فلسفه یونانی است؟» اما در خصوص پرسش نوشتۀ قبلی که پرسیده بودم سخنان ارتشبد مارک میلی، رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا، یادآور چه سخنانی در تاریخ فلسفه است، صفحاتی از «اندیشۀ فلسفی در عصر باستان»، نوشتۀ ترنس اروین، روزنه، ۱۳۹۶، ص ۴۴-۴۲، به ترجمۀ خودم را می‌آورم که در آنجا او به شرح تفکر تاریخی هرودوتوس و اهمیت فلسفی آن می‌پردازد. هرودوتوس در مقایسهٔ ایران و یونان آن زمان به آزادی سرباز یونانی و ترس او از «قانون» و وفاداری او به «قانون» اشاره می‌کند که برآمده از نظام دموکراسی است. برخلاف سرباز یونانی، سرباز ایرانی از «شاه» می‌ترسد، نه از «قانون». چون اساساْ قانونی نیست. به گفتۀ او:

۰
دوشنبه، ۲۶ آبان ۱۳۹۹ | ۴:۵۹ ب ظ
Monday, 16 November 2020 | 08:29 AM
  • این امریکای شگفت‌انگیز! سخنان ارتشبد مارک میلی

امریکا سرزمین شگفت‌انگیزی است. نام «جهان جدید» از هر حیث سزاوار این سرزمین است، چون ملغمه‌ای است از هرآنچه در این جهان یافتنی است: از واپس‌مانده‌ترین سنّت‌ها تا مترقی‌ترین اندیشه‌ها، سرزمین دینداران متعصب، تبهکاران و پرورش‌گاه متعصبان دینی از همه نوع تا مخترعان و دانشمندان و سیاستمداران و آزاداندیشان جهان‌وطن. سرزمینی که کاشفان آن را یافتند و مزدوران و سپاهیان آن را تصرف کردند و رانده‌شدگان و مطرودان و بی‌کسان و مستضعفان از جور کلیسای قرون وسطای و اربابان زمیندار به آن پناه بردند و در آن سکونت گزیدند، یعنی همهٔ آن کسانی که در«جهان قدیم» و «سنتی» و «اشرافی» و «کلیسایی» و «آخوندی» اروپا نمی‌توانستند زندگی کنند. بدون «امریکا» تصور پیدایش «عصر جدید» ناممکن است. امریکا هم «درد» است و هم «درمان»، هم «آب»ست و هم «سراب». باری، این هفته‌های اخیر امریکا «تماشاگه» معرکه‌ای بود از «دموکراسی»  و جذابیت‌ها و بلاهت‌ها و حماقت‌های آن. آنچه در این میان برای من بیش از همه جالب توجه بود این سخنان ارتشبد مارک میلی سپهسالار ارتش امریکا بود، در بحبوحهٔ مدعیات ترامپ دروغگو، که درسی است برای همهٔ نظامیان و سپاهیان جهان امروز:

We are unique among armies, we are unique among militaries. We do not take an oath to a king or queen, or tyrant or dictator, we do not take an oath to an individual. No, we do not take an oath to a country, a tribe or a religion.

We take an oath to the Constitution, and every soldier that is represented in this museum—every sailor, airman, marine, coastguard—each of us protects and defends that document, regardless of personal price.

ما در میان ارتشیان بی‌همتاییم، ما در میان نظامیان و سپاهیان بی‌همتاییم. ما به شاهی یا شهبانویی، جبّاری یا دیکتاتوری سوگند وفاداری نمی‌خوریم، ما به هیچ فردی سوگندی وفاداری نمی‌خوریم. خیر، ما به کشوری، به قبیله‌ای یا دینی سوگند وفاداری نمی‌خوریم.

ما به قانون اساسی سوگند وفاداری می‌خوریم، و هر سربازی که در این موزه نماینده‌ای از او هست ـــ ملوان، هوانورد، تفنگدار دریایی، نگهبان ساحلی ـــ هریک از ما از این سند حمایت و دفاع می‌کند، بی‌آنکه پروای آن را داشته باشد که این کار به چه قیمتی برای زندگی شخصی او تمام می‌شود.

 

سربازی که خود را «جان نثار شاه» یا «فدایی رهبر» می‌خواند و «جانم فدای رهبر» می‌گوید سرباز نیست. مزدور است. سرباز بیش از هرچیز باید به میثاق آزادانه و اجتماعی مردمی پایبند باشد که خود یکی از آنان است و آن را ضامن آزادی و حقوق برابر انسانی تک تک انسان‌ها قرار داده‌اند. تنها چنین سربازی است که مرگش شهادت است و زندگی‌اش برکت و سعادت برای خودش و کشورش و مردمش.

پرسش: دانشجویان فلسفه آیا به یاد می‌آورند و می‌توانند بگویند در «تاریخ فلسفهٔ یونان» مشابه این سخنان را در کجا خوانده‌آند؟

 

https://www.youtube.com/watch?v=nMaI1Hg8dl8

 سخنان ارتشبد مارک میلی

 

۰
search fallosafah.org search the web
Google MSN AlltheWeb
Yahoo AltaVista Parseek
روزنامه‌ها دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / سه شنبه، ۱۱ آذر ۱۳۹۹
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9