شنبه، ۶ آذر ۱۴۰۰ | 
Saturday, 27 November 2021 | 
• برای دسترسی به بایگانی سايت قدیمی فلُّ سَفَه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی روزانه بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی زمانی بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به نسخه RSS بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.

موضوع:    
اول<

۱

۲۳۴۵۶۷۸۹۱۰>آخر

: صفحه


شماره: ۵۵۳
درج: شنبه، ۶ آذر ۱۴۰۰ | ۴:۰۶ ب ظ
آخرين ويرايش: شنبه، ۶ آذر ۱۴۰۰ | ۴:۱۰ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • «فلسفه» به فرمان خدا: چرا سقراط ادعای پیامبری نکرد؟

«اندیشیدن فلسفی» (در هنگامی که هنوز نام «فلسفه» برای این‌گونه اندیشیدن در دست نبود) با نقد دین (در یونان: اساطیر) آغاز می‌شود. کسنوفانس و هراکلیتوس سخت به هومر می‌تازند و خداشناسی تشبیهی یا انسان‌وار او و مراسم قربانی و عبادت و پرداخت کفّاره برای بخشایش گناهان یا شفاعت را به تمسخر می‌گیرند و نکوهش می‌کنند. خدای واحد و حکیم و علیم و خبیر، اما بدون تشخّص، خدای خداشناسی تنزیهی، نخست در اندیشه‌های کسنوفانس و هراکلیتوس است که سر برمی‌آورد. هومر را یونانیان کسی می‌دانستند که «سُنّت‌های خدا را برای بشر باز می‌گوید». اما تا روزگار سقراط گرچه فیلسوفان به واسطهٔ اندیشه‌های نامعمول خود کم و بیش از سوی محافظه‌کاران و سنّت‌گرایان با دشواری‌هایی در زندگی رو به رو بودند، اما هیچ‌یک فرجام سقراط را نیافتند. شاید، از آن رو که هیچ یک از این متفکران به اندازهٔ سقراط ریشه‌ای نبود، یا کشمکش‌های سیاسی آتن به اندازهٔ روزگار سقراط شدت نیافته بود. باری، با سقراط است که این‌گونه اندیشیدن، اندیشیدنی که به گفتهٔ ارسطو با تالس آغاز می‌شود، نام «فلسفه» می‌یابد. اما سقراط در انتخاب این نام و این راه خود را به‌تنهایی مسئول نمی‌شمارد. سقراط «فلسفه» را رسالتی خدایی معرفی می‌کند. خدا بود که نخست خود او را به «اندیشیدن» و سپس او را به واداشتن دیگران به اندیشیدن برانگیخته بود. 



۰

شماره: ۵۵۲
درج: دوشنبه، ۱ آذر ۱۴۰۰ | ۵:۵۵ ب ظ
آخرين ويرايش: دوشنبه، ۱ آذر ۱۴۰۰ | ۱۰:۳۱ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • فلسفه و رفع مشکلات اجتماعی و اقتصادی

استاد دکتر رضا داوری اردکانی فرموده‌اند: 

«وظیفه فلسفه رفع مشکلات معیشتی و اجتماعی نیست...من گمان نمی­‌کنم کسی با اندک درکی از فلسفه، از فلسفه توقع خدمت‌رسانی داشته باشد.» وی با اشاره به نوع رابطه‌ی فلسفه و مشکلات اجتماعی تصریح می‌کند: «فلسفه درس تذکر و دعوت به اندیشیدن است نه اینکه کارش کارپردازی و رفع مشکلات اجتماعی و معیشتی باشد.» رئیس فرهنگستان علوم ضمن تاکید بر تمایز بین وظیفه‌ی فیلسوف با وظیفه‌ی سایر مسئولان جامعه گفت: «کارپردازی و رفع مشکل‌ها، مسئولان خاص خود را دارد». 



۰

شماره: ۵۵۱
درج: يكشنبه، ۳۰ آبان ۱۴۰۰ | ۲:۲۳ ب ظ
آخرين ويرايش: دوشنبه، ۱ آذر ۱۴۰۰ | ۸:۴۴ ق ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • «بیزر» یا «بایزر»؟

تلفظ و نگارش نام نویسندگان بیگانه از جمله چیزهایی است که برای برخی از بازیگران و معرکه‌گردانان عرصهٔ نشر و کتاب و روضه‌خوانان فلسفی در تارنماهای معلوم‌الحال و مدرسان همه‌فن حریف و همه‌جایی در بنگاه‌های فرهنگی تدریس فلسفه و کذا و کذا، بسیار مهم شده است تا جایی که گمان می‌برند متخصص تلفظ هر نامی در صورت اصلی‌اند و حتی در املای فارسی نیز آن صورتی که خودشان می‌نویسند «درست» است و بنابراین بی‌درنگ فتوا به نادرستی هر نگارش و تلفظ دیگر می‌دهند!


۰

شماره: ۵۵۰
درج: چهارشنبه، ۲۶ آبان ۱۴۰۰ | ۵:۳۰ ب ظ
آخرين ويرايش: چهارشنبه، ۲۶ آبان ۱۴۰۰ | ۵:۳۶ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • فلسفه همچون دینامیت: پیشه‌ای خطرناک!

در این جهان پیشه‌های خطرناک بسیار است. اما بیشینهٔ آنها از آن رو خطرناک‌اند که بیش‌تر «خطر» به پیشه‌ور روی می‌آورد تا «پیشه‌ور» به خطر روی آورد. کارگران معدن با خطر روبه رو می‌شوند اگر سقف ریزش کند، و قایقرانان قایق‌های پارویی ماهی‌گیری با خطر مواجه می‌شوند اگر دریا طوفانی شود، بدلکاران صحنه‌های خطرناک فیلم‌ها با خطر رو به رو می‌شوند اگر همه چیز به درستی تنظیم ‌نشده باشد یا مهارت‌های لازم به کار نیاید. کارگران ساختمانی و دیگر کارگران صنعتی نیز به  همین سان. هیچ‌یک از آنان جان خود را آگاهانه به خطر نمی‌اندازد! اما فیلسوفان گاه جان خود را آگاهانه به خطر می‌اندازند؟ اما چرا؟ فلسفه چرا می‌باید خطرناک باشد، مگر به نظر نمی‌آید که «فیلسوف» آسوده در جایی کنار بخاری نشسته است و جز با قلم و کاغذ و کتاب (شاید امروز بیش‌تر با صفحه کلید و نمایشگر) کاری ندارد و چیزی سنگین‌تر از آنها برنمی‌دارد؟ پس خطرناکی فلسفه در کجاست؟  


۰

شماره: ۵۴۹
درج: دوشنبه، ۱۷ آبان ۱۴۰۰ | ۶:۵۹ ب ظ
آخرين ويرايش: دوشنبه، ۱۷ آبان ۱۴۰۰ | ۷:۰۴ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • خواجه نصیر و فروتنی علمی

 یکی از چیزهایی که رسم است نویسندگان در پیش‌گفتار کتاب‌های خود بنویسند عذرخواهی از خطاهای احتمالی و درخواست اصلاح از سوی خوانندگان نکته‌سنج و تیزفهمی است که خطایی را متوجه شده‌اند. این عذرخواهی و درخواست دو سود دارد: یکی آنکه نویسنده خود را از پیش مصون از خطا ندانسته است تا بعد کسی او را ملامت کند که چرا فلان چیز خطا بود، و دوم اینکه خواننده را ترغیب کرده است که ۱) در نوشتهٔ او دقیق بنگرد و یافتن خطای احتمالی را امتیازی برای خود بشمرد و ۲) نه کوتاهی نویسنده و ۳) اینکه هیچ کس را دانش تمام نیست. این چیزی است که ما امروز معمولاً در پیش‌گفتار نوشته‌های نویسندگان دانشگاهی معتبر در سرتاسر جهان می‌بینیم. فروتنی علمی اقتضا می‌کند که شخص هیچ‌گاه از بالا و با دیدگاه دانای مطلق با خواننده سخن نگوید و خواننده هم از ابتدا بداند که قرار نیست چیزی بی‌عیب و نقص به او داده شود: کالاهای مادی با کالاهای فرهنگی و هنری و علمی متفاوت است. اما دیدن چنین درخواستی در چیزی نزدیک به هشت صد سال پیش آن هم در عصری که متون چاپی نبوده است شگفت‌انگیز است و این نمی‌تواند جز نشانهٔ دانشمندی شخصی باشد که می‌داند هزاران چیز هست که او نمی‌داند و دانش هرچه بیش باشد باز قطره‌ای است در پیش اقیانوس. خواجه نصیر در مقدمه به «اخلاق ناصری» می‌نویسد:

«انتظار به کرم عمیم و لطف جسیم بزرگانی که به نظر ایشان بگذرد آنست که چون بر خطایی و سهوی اطلاع یابند شرف اصلاح ارزانی فرمایند و تمهید عذر را به انعام قبول تلقی کنند. انشاءالله تعالی.» (ص ۳۷)


Telegram: @fallosafahmshk


۰

اول<

۱

۲۳۴۵۶۷۸۹۱۰>آخر

: صفحه

top
دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / شنبه، ۶ آذر ۱۴۰۰
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9