يكشنبه، ۳ مهر ۱۴۰۱ | 
Saturday, 24 September 2022 | 
• برای دسترسی به بایگانی سايت قدیمی فلُّ سَفَه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی روزانه بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی زمانی بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به نسخه RSS بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.

موضوع:    
اول<۱

۲

۳۴۵۶۷۸۹۱۰>آخر

: صفحه


شماره: ۶۱۴
درج: سه شنبه، ۱ شهريور ۱۴۰۱ | ۱۲:۵۱ ب ظ
آخرين ويرايش: سه شنبه، ۱ شهريور ۱۴۰۱ | ۱۲:۵۵ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّ كَثِيرًا مِّنَ الأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ

توبه, ۳۴

  • «احبار»، «رُهبان»، «فقیهان»: کدام یک «حرام‌خوارتر» و «خون‌خوارتر»ند؟

آیهٔ ۳۴، سورهٔ توبه، دربارهٔ اینکه اکثر عالمان یهود (احبار) و مسیحیت (رُهبان) اموال مردم را به باطل می‌خورند و آنان را از راه خدا بازمی‌دارند و پول مردمان را در راه خدا خرج نمی‌کنند و به تهی‌دستان و نیازمندان کمکی نمی‌کنند و آنها را برای خود ذخیره و گنج می‌کنند مشهور است، و البته این پولی است که آنان به نام خدا و از برای خدا از مردم گرفته‌اند یا مردم به این نیت به آنان داده‌اند که در راه خدا، یعنی، کمک به مردم نیازمند، خرج کنند. اکنون تصور کنید که این «عالمان دین» به «دولت» و «خزانهٔ مملکت» و «ثروت‌های ملی» و «منابع عمومی»، زمینی و زیرزمینی، نیز دست یابند، آن‌گاه چگونه ثروت ملتی را از روی زمین و زیر زمین به یغما خواهند برد، یا در نتیجهٔ جهالت و نادانی و اسراف و تبذیر به باد فنا خواهند داد، و برای اکثر مردم نه نانی خواهند گذاشت و نه آبی!


۰

شماره: ۶۱۳
درج: چهارشنبه، ۲۶ مرداد ۱۴۰۱ | ۵:۳۲ ب ظ
آخرين ويرايش: چهارشنبه، ۲۶ مرداد ۱۴۰۱ | ۵:۳۵ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • علی بن ابی‌طالب (ع) چگونه «نظام» را فدا کرد و «اخلاق» و «کرامت انسان» را حفظ کرد؟

آیا حفظ «نظام» (دولت و حکومت) از «اوجب واجبات» است یا حفظ «اخلاق» و «کرامت انسان»، یا حفظ «آزادی» و «عدالت»؟ آیا می‌توان «دین» و «اخلاق» و «انسانیت» و «وجدان» و «شرف» و «مروت» و «فتوت» و خلاصه همه چیز را برای حفظ «نظام» زیر پا گذاشت و به «آدمی بی‌همه چیز» (a man of no principle) تبدیل شد و آن‌گاه مدعی شد که «دین» حفظ شده است؟ آیا با زدن و کشتن و شکستن و بستن می‌توان از «زوال دین» پیشگیری کرد؟ اگر چنین بود که «دین جاهلیت» باید می‌ماند؟ ارزش «اسلام» در مقام «دین» به چیست؟ به اینکه فقط «دین» است، مجموعه‌ای از شعائر و مناسک، و عبادات و معاملات، و یا دینی مانند همهٔ دین‌های دیگر است؟ یا به اینکه دینی «اخلاقی» و «انسانی» و «عقلانی»، ضامن «آزادی» و «عدالت» و «کرامت انسانی» و پشتیبان «علم و حکمت» و «تعقل» و «اندیشیدن» است و به خیر و به سود زندگی عموم مردم و حافظ نوع انسان است؟ یا به اینکه دینی به سود «سلطه» و «قدرت» و «ثروت» گروهی اندک به نام شیخ و شحنه و محتسب است؟ 


۰

شماره: ۶۱۲
درج: دوشنبه، ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ | ۵:۰۰ ب ظ
آخرين ويرايش: دوشنبه، ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ | ۵:۰۰ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • چشم در برابر چشم، دشنام در برابر دشنام، تمسخر در برابر تمسخر

آیا سزاست کسی را که در خیابان به ما دشنام داده است تا پای مرگ بزنیم یا بکشیم؟ دادگاه‌های مدنی دربارهٔ کسی که به جرم توهین یا دشنام یا تمسخر کسی را کشته است یا تا پای مرگ کتک زده است یا نقص عضوی به او وارد کرده است چگونه داوری می‌کنند؟ آیا سزاست کسی که ما را هل داده یا پایمان را لگد کرده یا حتی به ما سیلی زده است تا پای مرگ بزنیم یا بکشیم؟ حداکثر چیزی که «عدالت» به ما اجازه می‌دهد «مقابله به مثل» است، یکی خوردی یکی بزن، یکی شنیدی، یکی بگو، اما نه اینکه «یکی» خوردی «دو» یا «ده‌»تا بزن یا یکی شنیدی ده تا بگو! «کلوخ‌انداز را پاداش سنگ نیست!» حتی به ما توصیه می‌شود که در این‌گونه موارد خود را تا سطح طرف مقابل پایین نیاوریم و پست نکنیم و بگذاریم و بگذریم، چه اگر سگی پای مرا گاز گرفت زیبندهٔ شأن انسانی من نیست که برگردم و پای سگ را گاز بگیرم تا «مقابله به مثل» بکنم! 


۰

شماره: ۶۱۱
درج: يكشنبه، ۲۳ مرداد ۱۴۰۱ | ۵:۱۴ ب ظ
آخرين ويرايش: يكشنبه، ۲۳ مرداد ۱۴۰۱ | ۵:۱۵ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • چرا «کافران» نتوانستند محمد (ص) را بکشند، اما «مسلمانان» توانستند تمامی «اهل بیت (ع)» او را بکشند؟

«کافران» نتوانستند محمد (ص) را بکشند، حتی آن‌گاه که خواستند به شیوهٔ پوتین و دیگر همتایان گذشته و معاصرش «ابتکار عمل» و «حملهٔ پبشدستانه» (دربارهٔ معنا ومفهوم حملهٔ پبش‌دستانه هم باید به‌طور مستقل در وقتی و در جایی دیگر سخن بگوییم) به خرج بدهند و او را پنهانی بکشند، اما «مسلمانان» توانستند داماد و وصی او علی بن ابی طالب (ع) و نوادگانش را بکشند، تا جایی که دیگر هیچ‌کس از نوادگان مستقیم او بر روی زمین نماند و بنا به ادعای شیعیان آخرین آنها از دیدگان غایب شد تا هنگامی که «زمان» مساعد بود «ظهور» کند. 


۰

شماره: ۶۱۰
درج: چهارشنبه، ۱۹ مرداد ۱۴۰۱ | ۶:۳۱ ب ظ
آخرين ويرايش: چهارشنبه، ۱۹ مرداد ۱۴۰۱ | ۶:۳۱ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • مرا به سایه از چه سیه‌پوش می کنی؟

«سایه» را هم دیگر نمی‌توان دید. او هم «رفت». به کجا؟ نمی‌دانم. اما یک چیز مسلم است، اگرچه رفته است، «مانده» است. اندک‌اند کسانی که بروند اما بمانند. تنها کسانی می‌مانند که چیزی از خود به یادگار گذاشته باشند. چیزی از جنس «روح». «روح» بنیاد زندگی آدمی است. «سخن» جلوهٔ زندگانی روحی است و بذری که سخن می‌پراکند می‌روید و می‌شکفد و زندگی می‌بخشد، همچون گندمی که خوشه بر آرد.  

امروز چه کسی برای ما زنده‌تر از فردوسی و خیام و عطار و مولوی و حافظ است؟ امروز چه کسی برای ما آشناتر از هومر و سوفوکلس و افلاطون و ارسطو و دکارت و اسپینوزا و کانت و هگل و نیچه است؟ روح «مرگ» نمی‌شناسد. «بیگانه» نمی‌شناسد. همه زندگی است و آشنایی. اکنونی ابدی است. آدمی زنده است به آنچه می‌گوید و می‌کند و برجای می‌گذارد. «سایه» از میان برخاست. اما آنچه گفت و کرد و گذاشت بخشی از «زبان» و «فرهنگ» و «هنر» سرزمین ماست. تا این زبان و فرهنگ و این سرزمین باشد، قطره‌ای از اقیانوس آن است. اما البته اگر ترجمه شود و به زبان‌های بیگانه و فرهنگ جهانی نیز راه یابد، آن‌گاه بخشی از اقیانوس بشریت خواهد بود.   


۰

اول<۱

۲

۳۴۵۶۷۸۹۱۰>آخر

: صفحه

top
دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / يكشنبه، ۳ مهر ۱۴۰۱
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9