يكشنبه، ۴ مهر ۱۴۰۰ | 
Saturday, 25 September 2021 | 
• برای دسترسی به بایگانی سايت قدیمی فلُّ سَفَه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی روزانه بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی زمانی بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به نسخه RSS بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.

موضوع:    
اول<۱

۲

۳۴۵۶۷۸۹۱۰>آخر

: صفحه


شماره: ۵۳۹
درج: چهارشنبه، ۱۶ تير ۱۴۰۰ | ۷:۰۳ ب ظ
آخرين ويرايش: چهارشنبه، ۱۶ تير ۱۴۰۰ | ۷:۰۳ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • بهزاد نبوی، رومانی، فروش برق و ساخت مینی‌بوس و اتوبوس

 یکی از کسانی که در نخستین سال‌های پس از انقلاب از او بسیار بدم می‌آمد بهزاد نبوی بود. دلیل آن هم دیدن یکی دو مصاحبه از او در تلویزیون بود و خنده‌های موذیانه و نیش و کنایه‌هایش به لیبرال‌ها و میانه‌روها، بازرگان و نهضت آزادی، و طرفداری‌اش از سیاست فرهنگی و صنعتی بلوک شرق و طرفداری از نظام‌های تمام‌خواه، در هنگامی که بلوک شرق هنوز انقلابی و خلقی و کعبه آمال و اسوه مرام شمرده می‌شدند. درست نمی‌دانم چه سالی بود که این مصاحبه را از تلویزیون دیدم اما احتمالا باید میان سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۲ باشد که من خانه‌نشین بودم و دانشگاه تعطیل بود, چون بعد که به تهران آمدم تا ۱۰ سالی تلویزیون نداشتم. بحث بر سر رومانی بود و نبوی با ستایش از رومانی سخن می‌گفت که مردم برق ندارند، چون مجبورند برق‌شان را به کشورهای همسایه بفروشند تا برای مخارج جاری کشورشان پول به دست آورند و اینکه صنایع ماشین‌سازی ما باید به سمتی بروند که فقط اتوبوس و مینی‌بوس و تراکتور و کامیون تولید کنند. طرح تولید اتوبوس و تراکتور و مینی بوس معلوم است که به کجا رسیده است اما طرح فروش برق در حال اجراست. سال‌ها بعد یکی از همکلاسی‌های دانشگاه که عضو یکی از این سازمان‌های دولتی - انقلابی بود و به سفرهای خارجی دولتی می‌رفت از رومانی بسیار تعریف می‌کرد و می‌گفت در رومانی هر دختری را که بخواهی با یک شلوار جین یا یک عینک آفتابی یا حتی یک جوراب نایلون زنانه می‌توانی بکشی تو رختخواب. این قدر مردم بدبخت و فقیرند و البته شیفته کالاهای زاید غربی. در آن سال‌ها حتی صحبت از این بود که از رومانی وسایل شکنجه وارد می‌کردند، آمپول‌هایی برای اعتراف‌گیری. اما از دهن کجی روزگار، چائوشِسکو بعد از یکی از سفرهایش به ایران بود که برافتاد و اعدام شد. این آخرین سفرش پیش از رفتن به ملکوت اعلی بود. چه سال‌های سیاهی بود. لعنه الله علی القوم الظالمین و اعوانهم و انصارهم اجمعین. 

 
@fallosafahmshk


۰

شماره: ۵۳۸
درج: چهارشنبه، ۹ تير ۱۴۰۰ | ۸:۵۵ ب ظ
آخرين ويرايش: جمعه، ۱۱ تير ۱۴۰۰ | ۲:۰۹ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

جان اسکوروپسکی، فلسفهٔ انگلیسی‌زبان: ۱۷۵۰ تا ۱۹۴۵ (تاریخ فلسفهٔ غرب: ۶)، ترجمهٔ یاسر خوشنویس، ویراستار علمی محمد ابراهیم باسط، انتشارات سمت، ۱۳۹۹ [انتشار، ۷ تیر ۱۴۰۰ّ].

  • درنگی بر یکی دو بند از ترجمهٔ «فلسفهٔ انگلیسی‌زبان: ۱۷۵۰ تا ۱۹۴۵»، ترجمهٔ یاسر خوشنویس

پنجشنبه از اتفاق تارنمای «بنیاد دایرة‌المعارف اسلامی» را می‌دیدم که خبر انتشار جلد ۶ تاریخ فلسفهٔ غرب آکسفورد، به ترجمهٔ یاسر خوشنویس را در آن خواندم. خبر و معرفی کتاب را از «خبرگزاری مهر» نقل کرده بود و متعلق به همان روز بود. البته، چندماهی بود که از در دست انتشار بودن ترجمهٔ این کتاب خبر داشتم، اما این خبر شگفت‌زده‌ام کرد، چون روز یا شب قبل در جایی دیگر ندیده بودم! به تارنمای ناشر رجوع کردم خبری از انتشار آن نبود. به تارنمای «انتشارات مولی» (پخش‌کنندهٔ رسمی کتاب‌های «سمت») و صفحهٔ اینستاگرام آن رجوع کردم باز خبری نبود. چه شده بود؟ «خبرگزاری مهر» از کجا خبر نشر کتابی را داده بود که هنوز به بازار نیامده بود! خبرنگار این خبرگزاری کتاب را کجا دیده بود و چگونه به صفحات نخستین آن دست یافته بود، وقتی حتی تارنمای خود ناشر چیزی در این باره ندارد یا کتاب هنوز در بازار نیست و نیامده است؟ برایم معمایی بود!

ادامه مقاله را در فایل زیر بخوانید:


http://fallosafah.malakut.org/wp-content/uploads/2021/07/19.Khoshnevis.Skorupski.09.04.400.pdf




۰

شماره: ۵۳۷
درج: دوشنبه، ۳۱ خرداد ۱۴۰۰ | ۵:۱۶ ب ظ
آخرين ويرايش: چهارشنبه، ۲ تير ۱۴۰۰ | ۱:۴۵ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • فرهنگ «رضایت» در میان «سردبیران» و «ویراستاران» و «ناشران»!: «دیکتاتور» کیست؟

 

 

اگر کسی بدون «رضایت» شخصی به اموال او دست بزند یا در آنها تصرف کند «دزد» و «غاصب» است (حتی اگر آن فرد از افراد خانوادهٔ او باشد!). اگر کسی بدون «رضایت» شخصی با او بخوابد «متجاوز» است (حتی اگر آن شخص «همسر قانونی» یا «دوست» او باشد!). اما اگر کسی بدون «رضایت» نویسنده یا مترجمی در نوشتهٔ او دست ببرد کیست؟ «ویراستار» است؟ «سردبیر» است؟ «ناشر» است؟ «ممیّز وزارت ارشاد» است؟ آیا «ویراستاران» و «سردبیران» یا «ناشران» یا «ممیّزان وزارت ارشاد» «حق» دارند «بدون» اجازه و رضایت نویسنده و مترجم در نوشتهٔ او دست ببرند، از آن چیزی کم کنند یا به دلخواه خود به آن چیزی بیفزایند و آن را به نام «او» منتشر کنند؟ توجه کنید: اکنون پرسش این نیست که آیا کسانی اصلاُ حق دارند در نوشتهٔ شما دست ببرند یا نه، بلکه پرسش این است آیا حق دارند «بدون رضایت و اجازهٔ شما» و «خبر شما» در آن دست ببرند، از آن چیزی کم کنند یا به آن چیزی بیفزایند، و بعد «به نام شما» منتشر کنند؟ .....

 


۰

شماره: ۵۳۶
درج: شنبه، ۲۹ خرداد ۱۴۰۰ | ۶:۴۱ ب ظ
آخرين ويرايش: شنبه، ۲۹ خرداد ۱۴۰۰ | ۶:۴۱ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • «نهٔ» حسینی: حق بیعت نکردن/حق رأی ندادن



 

 

به «رضایت حکومت‌شوندگان» (می‌گوییم «حکومت‌شوندگان» و نمی‌گوییم «شهروندان» چون ممکن است «حکومت‌شوندگان» جامعه‌ای هنوز شأن یا منزلت «شهروند» نیافته باشند. در جامعه‌ای «شهروند» هست که او همچون «سهامدار» شرکتی تولیدی یا تجاری قادر به تصمیم‌گیری دربارهٔ «مدیریت خرد و کلان» و تغییر بالاترین مدیران باشد) حتی در استبدادی‌ترین جامعه‌ها نیز نیاز است، چون «رضایت» ضمنی ولو به صورت سکوت و ابراز نکردن مخالفت خود بدان معناست که سکوت نشانهٔ «رضایت» است. اما دیر یا زود زمانی در نظام‌های استبدادی فرامی‌رسد، به دلیل رشد «جنون خودکامگی» یا «ناکارآمدی» یا «بحران مشروعیت» یا «میل به تمام‌خواهی»، که «نظام» («رژیم») دیگر فقط نگران ابراز «مخالفت» نیست، که البته «جرم» است و باید «سرکوب» شود، بلکه ابراز نکردن «موافقت» نیز برای او از «نارضایتی» نهفته‌ای حکایت دارد که دیر یا زود سر بر خواهد داشت. پس آن نیز می‌باید سرکوب شود. اما در همین جاست که فرد «آزاد» و «وجدان بیدار» دیگر «سکوت» را روا نخواهد شمرد و «فریاد» برخواهد داشت. ترک‌های «نظام» از این به بعد رفته رفته عمیق‌تر و آشکارتر و مرگ محتومش هرچه زودتر فرا خواهد رسید.  

 
 
* بیست و چند سال پیش، در «عاشورا و موقعیت تراژیک»، ۱۳۷۸، تأویل و تفسیر من از چگونگی واقعهٔ عاشورا این بود که امام حسین (ع) مدافع «حق بیعت» به اختیار و «بیعت نکردن با زور» یا «حق رأی ندادن» بود.  




@fallosafahmshk

۰

شماره: ۵۳۵
درج: چهارشنبه، ۲۶ خرداد ۱۴۰۰ | ۱:۰۲ ب ظ
آخرين ويرايش: چهارشنبه، ۲۶ خرداد ۱۴۰۰ | ۱:۴۶ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • نه








۰

اول<۱

۲

۳۴۵۶۷۸۹۱۰>آخر

: صفحه

top
دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / يكشنبه، ۴ مهر ۱۴۰۰
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9