فوکويامای «زمانه» — فلُّ سَفَه
چهارشنبه، ۴ خرداد ۱۴۰۱ | 
Tuesday, 24 May 2022 | 
شماره: ۱۲۹
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی
درج: يكشنبه، ۱۵ بهمن ۱۳۸۵ | ۹:۵۲ ب ظ
آخرين ويرايش: جمعه، ۲۰ بهمن ۱۳۸۵ | ۲:۵۵ ب ظ
موضوع: روشنفکری

  • فوکويامای «زمانه»

مقدمه‌ای را که ديشب نوشتم برای بحثی بود که می‌خواهم در روزهای آينده «درباره‌ی معنا و مفهوم “آيرونی” و معادل آن در فارسی و نقدهای مهدی خلجی و عبدی کلانتری و ترجمه‌ی پيام يزدانجو و ديگران بکنم. اما چند روز قبل ترجمه‌ی آزاردهنده‌ای خواندم از نوشته‌ای از فوکويوما که بی‌مناسبت نديدم آن را در اينجا نيز مطرح کنم. نقدهايی که من می‌خواهم در اينجا مطرح کنم برای اين است که به سه نکته‌ای که از نظر خودم مهم است بپردازم: (۱) آيا نويسندگانی که در اينترنت مطلب می‌نويسند يا منتشر می‌کنند، چه حرفه‌ای و چه غيرحرفه‌ای، آثارشان را می‌توان با معيارهای حرفه‌ای و علمی سنجيد؟ و به عبارت ديگر، آيا آثار منتشرشده در اينترنت «دانش» به شمار می‌آيند؟ (۲) علل ناکامی ما در فهم فلسفه غربی؛ (۳) اهميت ترجمه و (۴) تفاوت «دانشوران» و «روشنفکران» و «روزنامه‌نگاران» و بالاخره، (۵) فايده‌ و ارزش نهادهای اجتماعی.

ترجمه‌ای که روز پنجشنبه از نوشته‌‌ای از فوکوياما در «زمانه» منتشر شد با هرمعياری «بی‌ارزش» و سرشار از «غلط» است. ترجمه فاقد نام مترجم است و دليل آن از سه چيز بيرون نيست: (۱) مترجم کار «ترجمه» را در شأن خود نمی‌دانسته و ترجمه‌ی اين مقاله صرفاً برای انجام دادن وظيفه بوده است؛ (۲) مترجم از ناتوانی خود آگاه بوده و نمی‌خواسته در عرصه‌ی عمومی مسؤوليتی برای آن بپذيرد و (۳) ترجمه از خود (اعضای) «سايت زمانه» بوده است. و اما ترجمه.

ترجمه از نخستين سطرها مشکلات خود را نشان می‌دهد:

جامعه‌های ليبرالِ مدرن هويت‌های جمعی ضعيفی دارند. نخبگانِ پسامدرن، به ويژه در اروپا، احساس می‌کنند که [آنها= نخبگان پسامدرن يا جامعه‌های ليبرال؟] ورای هويت‌های تعريف شده توسط دين و مليت تکامل يافته‌اند. اما اگر جامعه‌های ما نمی‌توانند مدعی داشتن ارزش‌های مثبت ليبرال باشند، مهاجرانی که [بيشتر] اطمينان دارند چه می‌خواهند باشند، اين جامعه‌ها را به چالش خواهند گرفت.

Modern liberal societies have weak collective identities. Postmodern elites, especially in Europe, feel that they have evolved beyond identities defined by religion and nation. But if our societies cannot assert positive liberal values, they may be challenged by migrants who are more sure of who they are.

در ترجمه‌ی جمله‌های دوم و سوم می‌بايد به اين کلمات در متن فارسی و انگليسی توجه کرد که (۱) «احساس» کردن در اينجا يعنی چه؟ (۲) نخبگان پست‌مدرن ... «تکامل يافته‌اند» يعنی چه؟ «چه می‌خواهند باشند» يا «کيستند»؟

خب من اگر بخواهم ترجمه کنم:

جامعه‌های ليبرال .... سرآمدان پست‌مدرن، به‌ويژه در اروپا، می‌پندارند که [هويت در] جامعه‌های ليبرال برآمده از چيزی فراتر از هويتهای تعريف‌شده با دين و ملت بوده‌ است. اما اگر جامعه‌های ما نمی‌توانند مدعی ارزشهای ايجابی ليبرال باشند، شايد مهاجرانی آنها را به چالش بگيرند که از کيستی خود مطمئن‌ترند.

بند بعد و بندهای بعدی نشان می‌دهد که مترجم نه تنها کوچکترين اطلاعی از مفاهيم متداول در فلسفه‌ی سياسی ندارد، بلکه در زبان انگليسی هم دچار مشکل جدی است:

سياست‌های هويتی مدرن از درون حفره‌ای در نظريه‌‌های سياسی زيربنای دموکراسی ليبرال سر بر می‌کنند. اين حفره سکوت ليبراليسم در برابر جايگاه و اهميت گروه‌ها است. سلسله‌ی نظريه‌ی سياسی [مدرن] که با ماکياولی آغاز می‌شود و تا هابز، لاک، روسو و نياکانِ بنيان‌گذار آمريکا امتداد می‌يابد مسأله‌ی آزادی سياسی را به گونه‌ای می‌فهمد که دولت را در برابر افراد به چالش می‌گيرد تا در برابر گروه‌ها. به عنوان مثال، هابز و لاک مدعی هستند که انسان‌ها به مثابه‌ی فرد صاحب حقوقی طبيعی از منظر طبيعتِ هستند – حقوقی که تنها از طريقی قراردادی اجتماعی تأمين می‌شود که مانع از آسيب‌ رساندنِ منفعت‌طلبی يک فرد به ديگران می‌شود.

Modern identity politics springs from a hole in the political theory underlying liberal democracy. That hole is liberalism's silence about the place and significance of groups. The line of modern political theory that begins with Machiavelli and continues through Hobbes, Locke, Rousseau and the American founding fathers understands the issue of political freedom as one that pits the state against individuals rather than groups. Hobbes and Locke, for example, argue that human beings possess natural rights as individuals in the state of nature—rights that can only be secured through a social contract that prevents one individual's pursuit of self-interest from harming others.

مترجم محترم ظاهراً نمی‌دانسته‌اند که در فارسی «سياست» معادل با “politics” است که گرچه «اسم جمع» است، «مفرد» ترجمه می‌شود و در انگليسی نيز با آن به صورت «مفرد» رفتار می‌شود، نمونه‌اش در همين جمله که فعل آن “springs است. اما بدتر از همه اصطلاح “the state of nature” است که مترجم آن را هم نمی‌دانسته است و به «منظر طبيعت» ترجمه کرده است. اين ترجمه تا پايان همين طور است و آن را فقط می‌توان «آشغال» ناميد. خب، آيا هنوز هم فکر می‌کنيد جامعه‌ی ما با رفتن «اين» و آمدن «آن» بهتر می‌شود و بالاخره ما می‌فهميم که «شايسته‌سالاری» يعنی چه و «تخصص» يعنی چه و هرکسی «در جای خود قرار داشتن» يعنی چه؟ و «مسؤوليت» يعنی چه؟ نه، من که چشمم آب نمی‌خورد.

 

پی‌نوشت: در ترجمه‌ای که در بالا از بند اول متن کردم نکته‌ای انحرافی وجود داشت [که البته کسی هم به من تذکر نداد!]، بدين معنی که مرجع ضمير را در کروشه گذاشتم. اکنون ترجمه‌ی درست را می‌نويسم:

جامعه‌های ليبرال .... سرآمدان پست‌مدرن، به‌ويژه در اروپا، می‌پندارند که هويتهای جمعی [جامعه‌های ليبرال] برآمده از چيزی فراتر از هويتهای تعريف‌شده با دين و ملت بوده‌ است. اما اگر جامعه‌های ما نمی‌توانند مدعی ارزشهای ايجابی ليبرال باشند، شايد مهاجرانی آنها را به چالش بگيرند که از کيستی خود مطمئن‌ترند.

 

 



آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.fallosafah.org/main/weblog/trackback.php?id=129
مشاهده [ ۴۲۵۶ ] :: دنبالک [ ۴۳۷ ]
next top prev
دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / چهارشنبه، ۴ خرداد ۱۴۰۱
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9