اين دو سه هفته — فلُّ سَفَه
دوشنبه، ۲۷ دی ۱۴۰۰ | 
Sunday, 16 January 2022 | 
شماره: ۱۷
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی
درج: يكشنبه، ۱۲ تير ۱۳۸۴ | ۱۰:۱۷ ب ظ
آخرين ويرايش: يكشنبه، ۱۲ تير ۱۳۸۴ | ۱۰:۲۳ ب ظ
موضوع: سياست

  • اين دو سه هفته

اين دو سه هفته‌ی اخير برای من مقارن بود با برگزاری امتحانات دانشگاهی، تصحيح اوراق، نوشتن برنامه‌ی گروه برای نيمسال آينده، و نيز رتق و فتق امور جاری گروه، و بالاخره تحويل چندمقاله به چند مجله‌ی فلسفی. بديهی است که من در حوادث پرتب و تاب اخير، برای برخی، نه چندان به هيجان آمدم و نه دچار افسردگی شدم. البته از طريق فضای مجازی حوادث را دنبال کردم و هم چيزهای خوبی خواندم و هم چيزهای بدی. بهترين نوشته‌های سياسی اخير اين چندهفته را از احمد زيدآبادی می‌دانم که واقعاً هم نويسنده‌ای تواناست و هم کارشناسی زبده و هم انسانی والا و هم آدمی منصف و بی‌کينه و مشفق. يکی از چيزهايی که در اين انتخابات برايم جالب بود زنده‌شدن برخی چيزهايی بود که از آغاز انقلاب به خاطر داشتم. شايد امروز کسانی که در مطبوعات يا وبلاگ چيز می‌نويسند حداکثر سی و چند ساله باشند و واقعاً درکی از آن دوران نداشته باشند. اما من در اين چندهفته ديدم که چطور گرايشهای سياسی دارد همه چيز حتی روابط زن و شوهر و دوست و همکار را به هم می‌ريزد و متأسفانه به نظر می‌آید که پس لرزه‌هايش همچنان باقی است.

در اين مدت همواره دوستان مختلف، به‌ويژه مطبوعاتی، از من پرسيده‌اند که به چه کسی رأی داده‌ام، چيزی که گمان نمی‌کنم در شرايط ديگری اصلاً پرسيدنش وجهی می‌داشت. اما واقعاً چرا اين مسأله اين قدر مهم شده است که حتی آدمهايی که بايد ادب اين چيزها را داشته باشند می‌خواهند از رأی مخفی آدم سر در بياورند؟ آيا جبهه‌ی تازه‌ای دارد گشوده می‌شود که بر اساس آن بايد در مقابل هم قرار بگيريم؟ اما چرا روزنامه‌نگاران بايد اين جبهه را بگشايند؟ حتماً شنيده‌ايد که چند روزی است که توی بلاگستان بزن بزن است، داستان بچه‌های East Side که سه چهارتايی ريخته‌اند به سر پيام يزدانجو و شيوا مقانلو! اما مثل اينکه «فتنه» را من شروع کردم. خب حالا کی با من دعوا داره؟

همان طور که گفتم چيزی که من در اين چندهفته شاهدش بودم چيزهايی بود که فقط در اول انقلاب شاهدش بودم. اتهامهايی که گروه‌های مختلف به هم می‌زنند، القاب و صفاتی که به هم می‌دهند، و هرکدام چنان وانمود می‌کنند که گويی خود فرشته‌اند و طرف مقابل شان ديوی تمام عيار و از همين رو حاضرند به «خودی»ها عشق بورزند و به «غيرخودی»ها نفرت. همواره دنبال اين می‌گردند تا بدانند که چه کسی توی چه خطی است و در اين ميان البته بيشترين نفرت را هم از کسی دارند که اصلاً حاضر نيست توی بازی آنها شرکت کند. گمان می‌کنند که جنگ «حق» و «باطل» است و تو بايد يا اين طرفی باشی و يا آن طرفی. بله. اين سياست است، پسر جان! اما فکرت کجاست، پسرجان!  



آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.fallosafah.org/main/weblog/trackback.php?id=17
مشاهده [ ۴۱۳۹ ] :: دنبالک [ ۱۳۸۶۲ ]
next top prev
دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / دوشنبه، ۲۷ دی ۱۴۰۰
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9