عاقبت دوستی با بزرگ‌تر از خود: حکایت آن روباه که دُم خود را به دُم شتر بست! — فلُّ سَفَه
چهارشنبه، ۲۶ مرداد ۱۴۰۱ | 
Wednesday, 17 August 2022 | 
شماره: ۶۰۷
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی
درج: دوشنبه، ۳ مرداد ۱۴۰۱ | ۱۲:۴۱ ب ظ
آخرين ويرايش: دوشنبه، ۳ مرداد ۱۴۰۱ | ۱۲:۴۲ ب ظ
موضوع: سیاست

  • عاقبت دوستی با بزرگ‌تر از خود: حکایت آن روباه که دُم خود را به دُم شتر بست!

امثال و حکم، حکایات و ضرب‌المثل‌ها، ناقل بخش بزرگی از تجربه‌های بشری هستند که گرچه ممکن است نام «حکمت عامیانه» به خود بگیرند و با آنچه فیلسوفان حرفه‌ای می‌اندیشند و می‌گویند بسیار فاصله داشته باشند و عامه‌پسند بشمار آیند، اما چیزهایی را به ما می‌آموزند که ما را از تکرار بسی اشتباه‌های دردآور و مصیبت‌بار در زندگی بازمی‌دارند. یکی از چیزهایی که ما به آن میل شدید داریم «قدرت» است و البته «قدرت» فی‌نفسه چیزی بد نیست، چون بدون «قدرت» اصلاً هستی نیست و چیزی هست نیست. اما «قدرت» هم همچون هرچیز دیگری باید از توانایی‌های واقعی خود ما سرچشمه بگیرد و در «وجود» خود ما ریشه و پایه داشته باشد، «قدرت» را می‌توان همچون «پول» یا هر چیز دیگر با «دغل» یا به «زور» به دست آورد یا دزدید، اما آن را با «دغل» و «زور» نمی‌توان تا ابد نگه داشت یا از آن بهره‌ای خوب برد. حکایت روباهی که چند ساعتی دُمش را به دُم شتری گره زد تا مگر نصیبی راحت و آسوده یابد، قصهٔ حکیمانه‌ای است دربارهٔ آن کسانی که می‌خواهند با بزرگ‌تر از خود دوستی کنند تا از این مصاحبت و همنشینی شاید نصیبی برند، اما البته نصیبی جز گند و فضاحت نمی‌برند! و اما چنین است آن قصه. 

می‌گویند روباهی چندان گرسنه شد که چاره‌ای جز این ندید که دُم خود را به دُم شتری نشسته گره زند تا شاید از آنچه شتر در هنگام راه رفتن می‌یابد، چیزی نیز نصیب او شود یا دست کم از رنج جست و جوی یافتن شکار آسوده شود و دست کم مسافتی را با پاهای شتر راه پیماید و نیروی خود را ذخیره کند. شتر برخاست و روباه میان زمین و هوا در پس او آویزان شد و از پی او رفت. شتر که گیاهخوار بود هرچه می‌یافت می‌خورد، و روباه همچنان مترصد بود که شکاری مطلوب بیابد. اما دیری نگذشت که شتر شروع به دفع آنچه خورده بود کرد و روباه که در زیر مخرج شتر آویزان بود سر و روی خود را زیر آوار فضولات شتر مدفون یافت و البته چار‌ه‌ای زودهنگام برای رهایی نیز نمی‌یافت، چون باید منتظر می‌شد تا باز شتر جایی بنشیند و او بتواند دُم خود را از دُم شتر باز کند و از این وابستگی برهد. 

آری، چینن کنند بزرگان روزگار ما! خلاصه، «آقا»! عاقبت دوستی با «شتر» که چنین باشد، تو خود بخوان که عاقبت دوستی با «خرس» چگونه باشد! مراقب دُم خودت باش. دُم خودت را به دُم بزرگ‌تر از خودت گره نزن!    


@fallosafahmshk


آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.fallosafah.org/main/weblog/trackback.php?id=607
مشاهده [ ۱۱۱ ] :: دنبالک [ ۰ ]
next top prev
دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / چهارشنبه، ۲۶ مرداد ۱۴۰۱
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9