ترجمهٔ خوب چه ترجمه‌ای است؛ آیا نقد ترجمه، یافتن خطاهای لفظی در ترجمه است؟ — فلُّ سَفَه
www.Fallosafah.org
شماره: ۵۰۰
عنوان: ترجمهٔ خوب چه ترجمه‌ای است؛ آیا نقد ترجمه، یافتن خطاهای لفظی در ترجمه است؟
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی
درج: يكشنبه، ۱۳ مهر ۱۳۹۹ | ۲:۵۹ ب ظ
آخرين ويرايش: دوشنبه، ۱۴ مهر ۱۳۹۹ | ۱۲:۵۲ ق ظ


  • ترجمهٔ خوب چه ترجمه‌ای است؛ آیا نقد ترجمه، یافتن خطاهای لفظی در ترجمه است؟

 در خرداد ۱۳۹۴ به پرسش‌های بی بی سی «دربارهٔ ترجمه و نقد ترجمه» پاسخ‌های زیر را دادم.  اکنون به بهانهٔ روز ترجمه، ۳۰ سپتامبر، آنها را بازنشر می‌کنم.

 

به نظر شما وضعیت کنونی نقد ترجمه در ایران چیست؟

 

"نقد" به معنای پیش کشیدن "نظریه"ای برای "ترجمه" و بر اساس آن در خصوص ترجمه داوری کردن وجود ندارد، اینکه بر چه مبنایی ترجمه می‌کنیم، چرا به خود اجازه می‌دهیم از "نوواژه"ها استفاده کنیم، کی و کجا از آنها باید استفاده کنیم، چرا به هم‌پوشیدگی مفاهیم و واژه‌ها و تحلیل مفهومی و برابری آنها در ترجمه بی‌توجهیم، چگونه می‌توانیم سبک‌های زبانی متفاوت را در ترجمه حفظ کنیم، چرا نباید همه چیز را فدای آسانی و روانی خواندن و معادل‌های یک سویۀ فرهنگ‌های عمومی و تخصصی واژگان کنیم، چرا همه سعی می‌کنیم از زبان یک مترجم یا از یک شیوۀ نثرنویسی تقلید کنیم و ... اینها چیزهایی است که در نقد ترجمه غایب است، بیشتر به اشتباه‌هایی پرداخته می‌شود که یا اساساً از ناتوانی در ترجمه سرچشمه می‌گیرد، چون مترجم اساساً مترجم نبوده و نیست که اشتباه او مهم بوده باشد یا به چیزهایی که ناشی از شتاب‌زدگی و حواس‌پرتی است و تا حدودی طبیعی است... معلوم کردن اشتباه در ترجمه آسانترین کار است و هر دانشجوی متوسط زبان هم به این کار قادر است.

 

آیا نقد ترجمه، یافتن خطاهای لفظی در ترجمه است یا چیزی بیشتر از آن؟

 

اندکی از آن بی‌شک یافتن همان خطاهایی است که به‌طور صریح مشهود است و اینها همان کلماتی است که مترجم به نادرست برای رساندن مفهومی استفاده کرده است، یا در جایی که کلمه‌ای معانی متعدد داشته است تنها به نخستین معنای آن، معنای حقیقی مثلاً، توجه کرده است و از معانی استعاری یا مجازی غافل شده است. اما می‌توان لحن و سبک و نحو را هم به همۀ اینها افزود، چیزی که دشوارتر در ترجمه از کار در می‌آید. در نقد خوب توجه به این نکته‌ها دارای اهمیت است.

 

در چه حالتی اگر در ترجمه‌ای خطا پیدا شود، آن اثر اعتبارش را از دست می‌دهد؟ و آیا تاکنون نقد خوب ترجمه خوانده‌اید؟


ترجمه هم مثل هرکار یا هر چیز دیگری کامل نیست، اما گاهی می‌تواند نیازی را برطرف کند و گاهی هرگز نمی‌تواند. میوه‌ها و غذاهایی هست که همۀ آنها را می‌شود خورد و میوه‌هایی هست که بخشی از آنها را نمی‌شود خورد و باید دور انداخت. شاید همان طور که نمی‌توانیم از تنفس هوا به دلیل آلودگی هوا دست برداریم، یا از خوردن غذا، یا از فناوری به دلیل آلودگی صنعتی، از خواندن ترجمه یا نوشتار یا هرچیز دیگری هم به این دلیل که ممکن است غلط داشته باشد نمی‌توانیم دست بکشیم. هیچ چیز صد در صد سالمی چه تألیف یا ترجمه یا اندیشه و اعتقاد یا غذا و آب و هوا و مصنوعات و کالاها و دیگر چیزها وجود ندارد. ما برای رسیدن به شناخت درست و خطا نیازمند تجربه و زمان هستیم. بسیاری از ترجمه‌ها بعد از سال‌ها خطاهایشان آشکار می‌شود، چون برخی خطاها تقلیدی است و مترجمان همه از روی دست هم ترجمه کرده‌اند و کمتر اندیشیده‌اند.

من در جوانی از کتاب‌ها و نوشته‌هایی که می‌خواندم لذت می‌بردم و هرگز گمان نمی کردم که آنها را نمی‌فهمم. اما امروز برخی از آنها را دوباره نمی‌توانم همان گونه بخوانم و لذت ببرم. این دربارۀ نوشته‌ها و ترجمه‌های خودم نیز صادق است. هر مترجم و نویسنده‌ای بعد از مدتی می‌خواهد باز در کار خودش بازنگری کند و آن را بهتر و درست‌تر کند. نگاه و فهم و دانش به مرور کامل‌تر می‌شود و در نتیجه همه چیز چون گذشته نیست. اگر به تاریخ ترجمه در جهان نگاه کنید می‌بینید برخی کتاب‌ها بارها و بارها ترجمه شده‌اند و با این همه هنوز محققان بر سر ترجمۀ برخی کلمات و مفاهیم آنها به نتیجه‌ای پذیرفتنی برای همۀ اهل فن نرسیده‌اند. ما همۀ عیب‌ها و خطاهای ترجمه را شاید در نخستین بار خواندن متوجه نشویم. برخی کتاب‌ها بارها چاپ می‌شوند و بارها ویراست تازه از آنها بیرون می‌آید اما بعدها معلوم می‌شود که چه اشتباه‌هایی داشته‌اند و هنوز دارند. گاهی مترجم بختش بلند است و در چاپ‌های بعد اصلاح می‌کند و گاهی نمی‌کند و اینها می‌ماند و مایۀ بدنامی‌اش می‌شود.

 

آیا تاکنون نقد خوب ترجمه خوانده‌اید؟

 

من نخستین بار از نقدی از کریم امامی دربارۀ سبک ترجمه در "کتاب امروز" لذت بردم و آموختم: "از زاغ فرنگی بلبل پارسی‌گوی نسازیم!" در مقایسۀ نثر دو ترجمه بود: یکی از دیکنز و دیگری از سالینجر. همچنین نوشته‌ای دربارۀ ترجمۀ "حاجی بابای اصفهانی" از جیمز موریه در همان مجله. و دیگری کتابی از طاهره صفارزاده دربارۀ ترجمه که نمونه‌هایی از ترجمه‌های تحت اللفظی و نامفهوم از مترجمان مختلف و نامدار را برای کار آموزش ترجمه گرد آورده بود. در این سالها از نقدها و پاسخ‌های مترجمان مختلف نیز استفاده کرده‌ام، به‌ویژه منوچهر بدیعی. 

 

* نخستین بار در بی‌بی سی فارسی، ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ /۹ ژوئن ۲۰۱۵ منتشر شده است.



يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / پنجشنبه، ۸ آبان ۱۳۹۹
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org