چهارشنبه، ۲۹ شهريور ۱۳۹۶ | 
Wednesday, 20 September 2017 | 
روزنامه‌ها دفتريادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
 جستجو  بایگانی روزنامه‌ها 
جمعه، ۱۶ تير ۱۳۹۶ | ۷:۰۲ ب ظ
Friday, 7 July 2017 | 10:32 AM
  • آداب یا راه و رسم کتابفروشی اینترنتی

در جهان اسلام قدیم که مردم ظاهرا کمتر آدابدان بودند و هنوز باید راه و رسم بسیار چیزها را می‌آموختند نویسندگان آدابدان کتابهایی می‌نوشتند در «آداب» کارها و چیزهای مختلف، از لباس پوشیدن و خودآرایی و طرز خوردن و نوشیدن گرفته تا زناشویی و آموزگاری و حُسن معاشرت و همزیستی با دیگران. شاید تأثیر همین کتابها بود که زندگی شهری جوامع اسلامی را در قرون وسطای میلادی به یکی از جذابترین زندگیهای آن روزگار تبدیل کرد، و البته مسلمانان این چیزها را از اسلاف متمدن خود ایرانیان و یونانیان و مصریان و هندیان و چینیان آموخته بودند و هنوز تا قرن پنجم و ششم گفتار «شریعت‌مداری» و «اسلام ناب فقهی» فراگیر نشده بود. شهرنشینی و تمدن خود فرهنگی می‌خواهد که باید آن را از راه گفتار یا نوشتار پراکند و نوجوانان و جوانان و بزرگسالان را «ادب» آموخت تا هرکار بدان آیین شود که معقول و مقبول و شایستۀ زیست انسانی است. امروز در بلاد کفر انواع و اقسام «آیین»ها و «شیوه»ها برای انجام کارها و چیزها درمی‌آید، به پیروی از همان سنت قدیم ملل متمدن، از جمله طرز کاسبی، و حتی آدم اگر نخواند می‌تواند ببیند و بیندیشد و مقایسه‌ای میان «ما» و «آنها» بکند تا بیاموزد. اینکه آدم بداند چیزی را چطور بفروشد خودش «هنر»ی است که هرکس راه و رسم آن را نمی‌داند. یک نمونه‌اش را من اکنون خدمت شما عرض می‌کنم.


۰
يكشنبه، ۴ تير ۱۳۹۶ | ۷:۰۸ ب ظ
Sunday, 25 June 2017 | 10:38 AM
  • حکومت سایه‌ها: قدرت در دست کیست؟

در فصل دوم «بازی تاج و تخت»، قسمت سوم، با عنوان «آنچه مرده است هرگز ممکن نیست بمیرد»، مکالمه‌ای می‌گذرد میان «واریس»، که رئیس خبرچینان و ندیم پادشاه هفت‌اقلیم است، و تیری‌ین لنیستر، برادر کهتر ملکه سرسی، که کوتوله‌ای خردمند با سری بزرگ است. واریس خواجه معمایی برای گفتن دارد: «قدرت چیز عجیبی است

واریس: قدرت چیز عجیبی است سرورم. به حل معما علاقه دارید؟

تیری‌ین: چطور؟ من که گوشم با شماست؟

واریس: سه مرد بزرگ در اتاقی می‌نشینند: شاهی، کشیشی، ثروتمندی. میان آنها شمشیرزنی مزدور و معمولی می‌ایستد. هریک از این مردان بزرگ به آن شمشیرزن مزدور فرمان می‌دهد که آن دوتای دیگر را بکشد. کی زنده می‌ماند و کی می‌میرد؟

تیری‌ین: به میل شمشیرزن است.

واریس: آیا او این کار را می‌کند؟ او نه تاج دارد و نه طلا و نه لطف خدایان با اوست.

تیری‌ین: او شمشیر دارد. قدرت زندگی و مرگ به دست اوست.

واریس: اما اگر شمشیرزنان‌اند که فرمان می‌رانند، پس چرا ما وانمود می‌کنیم که همۀ قدرت به دست شاهان است؟ هنگامی که ند استارک سرش را باخت، چه کسی به راستی مسئول بود؟ جُفری، جلاد، یا چیزی دیگر؟
تیری‌ین: خب، من دیگر نمی‌خواهم این گونه معماها را بشنوم.

واریس: قدرت به آنجایی متعلق است که مردان/انسانها باور دارند به آنجا متعلق است. قدرت ترفندی است، سایه‌ای بر دیوار، و مردی/انسانی بس کوچک می‌تواند سایه‌ای بس بسیار بزرگ بیفکند.

۰
جمعه، ۲ تير ۱۳۹۶ | ۱:۱۱ ب ظ
Friday, 23 June 2017 | 04:41 AM
  • استحمار و استعمار

استعمار هم امروز، مثل روزگار و چرخ کج‌مدار دیروز، شده است یک وسیلۀ توجیه برای همۀ تقصیرها و ضعفهای خود ما و چنانکه در زبان شبه‌ملاهای جدید هم رایج شده، به صورت یک موجود موهوم و نیروی غیبی تلقی می‌شود که هم با فحش دادن به او، خود را تبرئه کنند و هم از آن چماقی بسازند که هرچه را نمی‌پسندند و یا با منافع صنفی و سلیقۀ مذهبی خود مخالف می‌یابند با آن بکوبند و اساساً نمی‌دانند که معنایش چیست و حتی اصلاً چه موجودی است ؟ دیو است ؟ غول است ؟ مرض است ؟ زعفر جنی است ؟ چنانکه یکی از همین‌ها نوشته بود «اینکه دکتر شریعتی در اسلام‌شناسی نوشته است، اسلام واسطۀ رسمی میان انسان و خدا را در مذهب حذف کرده است تا رابطۀ مستقیمی برقرار کند، کار استعمار است» و خوشمزه‌تر از این، اتهام من است که: «دکتر شریعتی حرفهای اربابان استعماری‌اش را که در مکه و مدینه نشسته‌اند در ایران واگو می‌کند»! در صورتیکه استعمار به همان معنی واقعیش هم علت نیست، معلول است، استعمار همیشه هست، چنانکه میکروب، این مزاج مرض‌پذیر ضعیف است که آهن و کلسیم و ویتامین و گلبول قرمز و سفید، خون تولید نمی‌کند، ریه‌ها هوای کافی نمی‌گیرند و اکسیژن به خون و به سلول نمی‌رسانند و گازکربنیک سمی را از سیاه‌رگها جدا نمی‌کنند و کلیه‌ها ادرار را دفع نمی‌کنند و معده مواد غذایی را جذب نمی‌کند و آنوقت، چنین علیلی که خودبخود بیمار است، مرض خود را به گردن درز دریچه می‌اندازد که از آنجا سوز سرما وارد اطاق شده یا به گردن لحاف که دیشب پس رفته ...

این اغفال از علت اصلی و مقصر واقعی است که یک علت داخلی است، با بزرگ کردن و علت تام و علت‌العلل معرفی کردن یک عامل فرعی خارجی یا «معین عمل» (کاتالیزور) که بزرگترین فریب است. استعمار نیز شده است نقابی که هر کس چهرۀ کریه خود را در پشت آن مخفی می‌کند. به نظر من، بزرگ‌ترین و قوی‌ترین و ریشه‌دارترین عوامل فرهنگی و تربیتی که این حالت ذلت‌پذیری و به تعبیر عمیق قرآن، «استضعاف» را در ما پدید آورده و شخصیت انسانی و اجتماعی ما را به کلی فلج کرده است، دو عامل است و متأسفانه این دو قویترین و تعیین‌کننده‌ترین عوامل دست‌اندرکار انسان است که روح و اندیشه و اراده و به خصوص شخصیت انسان را- هم فرد و هم جامعه را- شکل می‌دهد. این دو عامل یکی ادبیات ماست و دیگری مذهب ما.

(با مخاطب‌های آشنا، ج ۵، نامه به پدر، نامۀ ۱، ص ۱۷–۱۵)

 

۰
search fallosafah.org search the web
Google MSN AlltheWeb
Yahoo AltaVista Parseek
روزنامه‌ها دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / چهارشنبه، ۲۹ شهريور ۱۳۹۶
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9